عشق!
نه نگاه تو و حضور توست،
نه خواستن و بی تابی های من،
عشق خدای ست!
که ما را بهم وصل کرده است،
و
من و تو!
نمیدانیم تا کجایی این زندگی در کنار هم خواهیم بود،
اگر بخواهیم خدا را فراموش کنیم.
*تصمیم گرفتم محمد جونم ببخشم*
نوشته شده در جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ساعت
1:2 توسط من
3 نظر |